۲ سال
از آخرین مطلبی که در این وبلاگ نوشتم تغریبا دو سال میگذره. من هم مثل هر آدم دیگری در این مدت فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کردم. در این دو سال مشغول به کار در یک شرکت ریخته گری بودم و هستم. با این کار توانستم تا حدودی با فرهنگ کار در ایران آشنا شوم ولی خوب مسلما هنوز خیلی چیزها هست که نمی دانم. ولی بزرگرین تغییری که تو این مدت تجربه کردم حس راحتی است که به این محیط پیدا کرده ام و از این بابت بسیار خوشنودم. در محیط کاری هم چیزی که بیشتر از همه چیز توجهم را جلب کرده اینه که تو ایران چقدر مردم به مسائل حاشیه ای می پردازند. این باعث میشه که اصل کار همیشه به کندی پیش بره. اگه بتونیم خودمون را از حاشیه ها جدا کنیم و بیشتر به موضوعات اصلی بپردازیم مطمئنا کارمان را سریعتر انجام می دهیم و نتیجه های بهتری می گیریم. باید در این زمینه کوشش کرد.
ایران و به خصوص تهران را همیشه به عنوان خانه خود می شناختم. چه وقتی که در ایران بودم و چه وقتی که در خارج. ولی الان حتی بیشتر از گذشته این حس را دارم که واقعا متعلق به اینجا هستم و هر کجا هم که باشم ریشه ام در این خاک است.
